محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
مقدمه 49
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مرتبه نيز بعضى پست همت و دنىاند كه معشوق ايشان امور پست دنى رذل است و بعضى عالى همتاند كه سر بدان امور مذكوره فرود نمىآورند و عاشق و طالب امور عاليهاند . و بعضى را حد يقف است و بعضى بسيار حريص و دائم در هَل مِن مزيداند . و ديگرى متعلق به امور اخرويه باقيه دائمهء حقه است و صاحبان اين نيز بر دو نوعاند مجملًا ؛ بعض كم حوصله و تنگ ظرف كه اگر اندك چيزى از امور اخرويه به سبب تصفيهء قلب و ظهور نور طاعات و عبادات و توجّهات به ارواح مقدسه بر ايشان مكشوف و ظاهر گردد ، طاقت حفظ و ضبط و ستر آن ندارند و از سر به در روند و سخنان نالايق گويند و مستدرج گردند ، چنانچه در كتب سير احوال ايشان مسطور و مزبور است كه بعضى دعوى نبوت و بعضى دعوى امامت و ولايت و بعضى دعوى وصول و اتحاد نمودند و خود را تام كامل دانستند و از مقولهء بعض ايشان است : مست از مى عشق آنچنانم كه اگر * يك جرعه ازين بيش خورم بست شوم و بعضى صاحبه حوصله و وسيع الصدراند كه اگر هزاران هزار از آنچه بر ديگران ظاهر و مكشوف گشت ، ظاهر و مكشوف گردد ، هيچ به خاطر نمىآورند و در ستر و كتمان آن مىكوشند و مقوله بعض ايشان است : شربت الحب كأساً بعد كاس * فما نفذ الشراب و لا رويت و لهذا در حديث وارد است : « من عشق و عف و كتم و مات مات شهيدا . » « 1 » و چون اين بالاجمال مبين گشت ، پس هر مذمتى كه در باب عشق وارد است ، راجع به نوع اوّل است . و هر مدحى و ترغيبى كه وارد است راجع به نوع دوّم است و در بعضى احاديث و اكثر اوعيه و مناجات ذكر آن آمده و احوال صاحبان آن - صلوات الله عليهم - دال بر آن است . شاد باش اى عشق خوش سوداى ما * اى طبيب جمله علتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما * اى تو افلاطون و جالينوس ما
--> ( 1 ) . من عشق فعفَّ ثم ماتَ ماتَ شهيداً . ر . ك : ميزان الحكمه ، ج 6 ، ص 331 .